سلام
دیگه مثل قبل نمیتونم تند تند بیام نت ولی دلم برای همه دوستا هم تنگ میشه همه کسایی که برام مینویسن ولی من نمیتونم حتی سری بهشون بزنم .
آریا دیگه اینقدر شیطون شده که من و خسته و عصبی کرده دیگه نمیدونم چیکار کنم واقعا در موردش به مشکل برخوردم نمیدونم شاید مشکل از منه ولی خیلی خسته ام کرده کارهایی میکنه که نمی دونم چیار کنم اصلا حرف گوش نمیده و هر کاری دلش بخواد انجام میده دیگه نمی دونم چطوری از پسش بر بیام راهنمایی کنین .
همش داد میزنه و با زور یه چیزی رو میخواد و میگه که اگه ندین با چکش میزنم تو سرت نمیدونم این این چیز ها رو از کجا یاد گرفته اگه کسی راه حلی داره بگه .مشکل بعدب با دوستاشه اصلا وسائلش و به کسی نمیده دوست با بچه ها بازی کنه و به وسائلش دست نزنن منم نمیدونم چه جوری بهش بگم که باید با هم بازی کنین خونه اونها هم وسائل اونا رو بر میداره به خودشون هم نمیده ......
آریا الان درست ۱ ماهه است مریض و مهد نرفته حساب کنم ۶ روز رفته تا الان یا مریض بوده یا من کار داشتم نمیدونم با این اوضاع انفولانزا هم خیلی میترسم شدیدا مریض الان هم اسهال داره و خیلی بی حاله دکتر بردم گفت که شاید شکمش عفونت کرده یا معده اش مشکل پیدا کرده فردا باید دوباره ببرمش دکتر نگرانم .....

Photo Tinks by WiddlyTinks.com

khobinnnnnnnnn
آريا اولين روز مهد رفت و يك پسر خوشگل و درس خون اولين تجربه mahdesho آغاز كرد .




تو راه پله اماده رفتن قربون چشمات بشم من



۲ روز اول ،منم ميرفتم ولى بعدش خودش با سرويس ميره و مياد جالب كه من خيلى نگرانش بودم همش ميگفتم با سرويس چه جورى مى خواهد بره ۱ ساعتِ قبل ازاومدنش حاضر شدم دم در منتظر كه بياد رفتم پائين بغلش كنم روز اول امده بغلم ولى فردا كه رفتم بیارمش گریه كه من نمى آم ميخوام برم خونه elina ميخوام با اون برم نمى یآم خونه ميبينن تو رو خدا داستان ما رو من نگرانم كه اين گريه ميكنه مامانو مى خواهد اونم مى خواهد بره پيش elina .
۱ روز قبل از رفتن به مهد



کادوی بابا به آربا

زنگ زدم به خانم کنعانی مديرِ مهد ميگم آريا چى كار ميكنه عادت كرده ميگه سرشو ميندازه مياد ميره خودش همه كار ميكنه تو رو هم ميپرسه وقتى ميگيم رفته ميره تو كلاس و ميشينه نقاشی ميكنه .


خدا رو شكر شروع خوبى داشته اميدوارم كه خوب باشه هم براى آريا هم براى من كه نگران نباشم .



آریا در حال برگشن از مهد خسته نباشی پسرکم
و بیاد آوری خاطرات گذشته برای مامان ها و بابا ها














